تبليغاتX
رسای بی صدا

 

تنهایت نخواهیم گذاشت

یا حسین

میر حسین

 

 

 

 

 نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 3:53  توسط صدرا جعفرپور | 
 شریعتی در دانشگاه شیراز: "پدرم معتقد به دموکراسی بود"


http://www.tadbeer.ir/1387/12/post-21.html

تدبیر- مصطفی جعفر پور: به دعوت انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه شیراز، در اولین روز هفته، احسان شریعتی به شهر شیراز آمد تا سخنران مراسمی با عنوان "آزادی؛ میراث حسین" در تالار فجر دانشگاه شیراز باشد. در این مراسم که با استقبال خوبی از سوی دانشجویان این دانشگاه مواجه شد، احسان شریعتی با بیان اینکه پس از انقلاب اسلامی مردم ایران، سوء تفاهمات بسیاری در مورد واقعه عاشورا و فلسفه شهادت امام  حسین(ع) صورت پذیرفته، دانشجویان را به دگر اندیشی در مورد واقعه عاشورا و نهضت حسینی فراخواند.

شریعتی گفت: "در دوران پس از انقلاب و یا به تعبیری با ورود جامعه ایران به "عصر گذار"، آرمان های گذشته جامعه جای خود را به  آرمان های انقلابی داد و و این آرمان ها آن قدر مورد توجه اندیشمندان جهان قرار گرفت که حتی متولیان انقلاب نیز گاهی از تاثیر آن بی اطلاع بودند."

وی با طبیعی دانستن اشتباهات در دوران گذار گفت: "تا کنون بسیاری از آرمان های انقلاب هنوز به طور کامل عملی نشده است."

پسر مرحوم شریعتی با معرفی سید جمال اسد آبادی و اقبال و شریعتی به عنوان بنیان گذاران پروژه ی رنسانس اسلامی در ایران، به این نکته اشاره نمود که:  "شریعتی با تبدیل شدن به نماد روشنفکری دینی، نقش تاثیر گذار خود را در جهت دهی فکر و نظر مردم ایفا کرده است."

او سپس به تشریح این مساله پرداخت که پدرش با تکیه بر کلمات علی (ع) در نهج البلاغه، شهادت و جهاد را دو مقوله مجزا معرفی کرده است، چرا که از نظر شریعتی، جهاد مبارزه ای مسلحانه برای دفاع از آرمان اسلام است و تفاوت مجاهد و شهید دراین است که شهید برای روشنگری به شهادت می رسد و شهادت حسین نیز برای روشنگری بوده است.

استاد فلسفه دانشگاه تهران در ادامه سخنانش به تشریح واقعه شهادت امام حسین از نگاه خود و دیگر نگرش های رایج پرداخت: "در شهادت حسینی، هدف پیروزی نظامی نیست، بلکه گواهی گری است. عاشورا پس از حسین معنا می یابد و آرمان آن از گلوی زینب فریاد می شود و مسائل سیاسی در حاشیه قرار دارد. در مجموع در جامعه سه نظریه در مورد عاشورا وجود دارد؛ نظریه اول نظریه سنتی است که عاشورا را حادثه ای تراژیک می خواند و معتقد است امام قیام کرد تا مظلوم واقع شود و ما بر او بگرییم. نظریه دوم با حالتی بنیادگرایانه، قیام امام حسین(ع) را برای تغییر حکومت می داند که سرانجام با شهادت آن حضرت شکست خورد، اما نظریه سوم، نظریه شریعتی است که تاکید می کند مسیر انتخاب شده امام حسین(ع)، خود گویای هدف آن است؛ هدفی که چیزی جز امر به معروف و روشنگری نیست."

احسان شریعتی با اشاره به برخی  تهمت ها که در طول این سال ها به دکتر شریعتی وارد شده، گفت: "عده ای با استفاده از این جمله شریعتی (اگر می توانی بمیران و اگر نمی توانی بمیر)، وی را متهم به خشونت گرایی در حوزه دین و سیاست می کنند و یا عده دیگری از سویی دیگر، او را متهم می کنند که عاشورا را به عنوان یک استثنا در دین، به یک قاعده کلی تبدیل کرده است، حال آنکه استراتژی شریعتی، هدایت ظریف و هوشمندانه مردم و گروه های مبارز مسلح بوده است تا بتواند این فرهنگ عاشورایی را در میان آنها زنده کند."

پسر شریعتی سپس به تبیین نظر پدرش درباره دموکراسی پرداخت و به این نکته اشاره کرد که: "شریعتی معتقد بود دوران غیبت، دوران استقلال رای مردم و یا به تعبییری دموکراسی است و شرط تحقق چنین حکومتی، آشنایی مردم با حقوق خویش است و اینجاست که نقش روشنفکر در آگاهی بخشی به مردم برجسته می شود."

وی محتوای قیام حسین ­(ع) را در بادی امر، آزادی دانست و افزود: "امام حسین بر ضد بنی امیه که قصد داشت با الگو برداری از امپراطوری روم شرقی، یک حکومت مستبد موروثی را تشکیل دهد قیام کرد." او بر همین مبنا "مقاومت حسین (ع) را یک مقاومت دموکراسی خواهانه توصیف کرد"؛ گرچه این نکته را هم اضافه نمود که: "هر چند سخن گفتن از دموکراسی در آن دوران چندان جایگاهی ندارد، چون دموکراسی دستاورد انسان در عصر مدرن است."

استاد دانشگاه تهران در پایان با دعوت از منتقدان شریعتی برای بحث علمی، دانشگاه را بهترین مکان برای نقد صحیح و علمی نظریات شریعتی دانست و از آنان خواست که واقعیات را  بیان کنند

 نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 15:31  توسط صدرا جعفرپور | 

 

یادم می آید روز هایی که در دفتر خبرگزاری کوچک شهرمان از ضرورت اندیشیدن می گفت؛ از ضرورت مطالعه ...

دفتری که گرچه کوچک بود ولی انسان هایی بزرگ داشت با اندیشه های ناب و متعالی...

آنجا که تفکر را تنها حریم انسانیت می خواند و ما را به دگر اندیشی فرا می خواند در شهر فرتوت و یخ زده...

و همسالان همشهرم هر کدامشان که قلمی به دست دارند و جرات نوشتن، خود را به  مدیونش می دانند...

و امروز که نامش را بر سر آغاز مقاله ای در مطبوعه های وزین می بینم ؛ ذوق زده می شوم و بر وجودش می بالم..

   

  قلمت روان...

    اندیشه ات مستدام...

     حامد زارع

       عزیز ما

                                                                                  

 

 

 

 

 

 نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 15:51  توسط صدرا جعفرپور | 
آغاز دهه ی سوم زندگی را با تفعلی به حافظ جشن گرفتم که فرمود:

 

درد ما را نیست درمان الغیاث

هجر ما را نیست پایان الغیاث 

دین و دل بردند و قصد جان کنند

الغیاث از جور خوبان الغیاث

​در بهای بوسه​ای جانی طلب

می​کنند این دلستانان الغیاث

خون ما خوردند این کافردلان

ای مسلمانان چه درمان الغیاث

​همچو حافظ روز و شب بی خویشتن

گشته​ام سوزان و گریان الغیاث

 نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 0:0  توسط صدرا جعفرپور |