تبليغاتX
رسای بی صدا

 

روایت

صدرا جعفرپور-فرزاد محسن پور-محمداسماعیل حق پرست-حامد زارع-حمید منشی-کاظم رحیمی نژاد

از عشق و جنسیت

یکشنبه-ساعت صفر!

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 14:44  توسط صدرا جعفرپور 

اصلاح‌طلبی و تلاش برای تغییر وضع موجود ریشه در تاریخ ملت ایران دارد. از همان زمان که صفویه با تکیه بر اعتقادات دینی مردم، سلطنت را به سلطنت مشروعه بدل کرد و یا پس از آن کریم خان‌زند که نوعی جدید از حکومت را بر مبنای دو اصل مردم و عدالت بنیان نهاد تا همین قرن پیشین که جنبش مشروطه خواهی ایران، با همراهی روحانیون و روشنفکران ،سلطنت مشروعه را به سلطنت مشروطه تبدیل کرد نمونه هایی روشن از اصلاح طلبی ملت ایران دارد.هرچند حافظه تاریخی ما نشان می دهد که این جنبش ها هر کدام به دلالیلی به ثمر نرسید و پس از هر دوره جامعه به همان شکا استبداد زده پیش از خود بازگشت.

انقلاب اسلامی ایران در سال 57، به رهبری امام خمینی (ره) پیروز شد.انقلاب اسلامی مردم ایران به نوعی ادامه همان جنبش های اصلاح طلبانه و آزادی خواهانه پیش از خود بود که با تکیه سه پایه خود روشنفکران و روحانیون و مردم به بار نشست.هر چند همراهی این سه طیف چندان دوام نیافت و سبب جدایی عده ای از قطار پرشتاب انقلاب شد،اما امروز نزدیک به سی سال است که انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر آرمان های خود،به راه پر فراز و نشیب خود ادامه می دهد.جامعه ما که مبنای مبارزات پیش از انقلاب خود را بر آزادی و استقلال خود قرار داده بود،پس از انقلاب به واسطه مسائلی که با آن درگیر بود از قبیل جنگ تحمیلی و پس از اولویت های بازسازی کشور،نتوانسته بود به طور شایسته این مفهوم را در جامعه خود عملی سازد و از طمع شیرین آزادی های فردی و اجتماعی بهره مند گردد. اما دوم خرداد 76،فرصتی بود برای جامعه ایران که از پس تجربه های تاریخی خود و آرمان هایی که سال ها برای رسیدن به آن متحمل سختی شده، مردی را به ریاست جمهوری ایران برگزیند که شعار اصلاح طلبی و حاکمیت قانون بر مبنای خواست و اراده مردم می داد.بی شک مفاهیمی را که مردم به آن رای دادند جز خواست و نیاز جامعه ما نبود.

بدون شک 2 خرداد 76،بخش مهمی از تاریخ مردم ایران است.ملتی که اراده خود را بر دستیابی که مفهوم آزادی قرار داد تا بار دیگر این مفهوم فراموش شده ،به بار بنشید و توسعه اجتماعی و مدنی آن را به ارمغان آور دو تاثیرات شگرف را در 8 سال اصلاحات و پس از آن به روشنی حس می کنیم. هرچند جنبش اصلاح طلبی مردم ایران نتوانست آن چنان که باید به اهداف خود دست یابد. با این وجود اگر  دوم خرداد را انقلاب دوم مردم ایران ننامیم ، باید آن را بازنگری در انقلاب اسلامی مردم ایران نامید.

            

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 19:28  توسط صدرا جعفرپور | 


دل‌ما با شما است اگر بگذارند...


به ۲خرداد سلامی دوباره می‌دهیم:
کاظم‌رحیمی‌نژاد،حمید منشی، حامد زارع،
 اسماعیل حق‌پرست، صدرا جعفر‌پور، عبدالمحمد بابایی، سعیده آرین
و
خانه فرهنگ رستاک(فرزادمحسن‌پور)

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:1  توسط صدرا جعفرپور 

 

صداقت نعمتی است که در این روزگار یافت نمی شود.هرگاه به دنبال کورسویی دویدم در تاریکی و تنهایی درونم، تا به نوری و یا پرتویی از آن برسم،به ناگاه دیدم که آن کورسو، جز تصورات خیالی در ذهنم نبوده است.

زمان به پیش می رود و هیچ چیز جلودار آن نیست. کودک،نوجوان می شود و نوجوان، جوان و جوانی به سوی فرتوتی شتاب می گیرد. زمان راه خود را می روداما  ما براستی در بستر زمان با خود چه می کنیم...

گاهی در افکارم غرق در روزگار کودکی خویش می شوم.روزگاری که با تمام ادعای بزرگ شدنمان، فاصله زیادی از آن نداریم.روزگاری که همه هم رنگ و بی رنگ بودن و یا لااقل از چشم و منظر کودکانه ما بودند.زمانی که نه ملاحظه ای بود و نه منفعتی وجود داشت تا به دستاویزی آن دروغی بسازیم و با شهامت بر زبان برانیم. آن هم دورغ هایی نخ نما...

به روزگار کودکی خود شک می برم که آیا ما همان بزرگ شده های روزگار کودکی خود هستیم....

با خود می اندیشم، غرق در اندیشه نامتناهی خود می شوم و باز به همان نقطه آغازین خود باز می گردم و صدایی مدام در گوشم زمزمه می کند:              

                                         

                                                   صداقت در این دنیا وجود ندارد،

                                                     به هیچ کس اعتماد نکن

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:5  توسط صدرا جعفرپور | 

آنچه در دوم بهمن ماه 1386 رخ داد  اتفاق تازه ای نبود،گرچه این بار وظیفه همیشگی شورای نگهبان در رد صلاحیت اصلاح طلبان را هیئت های اجرایی شهرستان ها بر عهده گرفتند تا آن حادثه ای که بزرگان اطلاحات بار ها از رخداد آن ابراز نگرانی می کردند رخ دهد و آن رد صلاحیت گسترده اثلاح طلبان بود.اطلاح طلبان گویی این بار در یک طرح از پیش برنامه ریزی شده به استناد بند های 1 و 3 و 5 از گردونه رقابت کنار گذاشته شدند.موارد اشکالی که هر کدام برای اثبات ،به مدارک و دلایل قوی نیاز دارد ،ملعبه دست هیئت های اجرایی شد تا به استناد به استشهاد محلی و گفته های شفاهی، به صلاحیت اصلاح طلبان  رای منفی دهند.

در روز های گذشته در این مقال سخن بسیار گفته شده و به گزاف سخن گفتن جایز نیست .اما یک نکته بدیهی و مبرهن است. رد صلاحیت گسترده هیچ سودی به جز کاهش مشارکت مردم در عرصه انتخابات نداردو این خود ضربه بزرگ بر پیکر نظام جمهوری اسلامی ایران است که  همین اصلاح طلبان رد صلاحیت شده در ایجاد و تثبیت آن نقش اصلی را بر عهده داشته و  دارند.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 19:25  توسط صدرا جعفرپور | 

در یک دهه اخیر،فضای دانشگاهی کشور تحت تاثیر انواع جریان های و اعتقادات سیاسی و مذهبی و اجتماعی بوده است.

اگر چه همواره تلاش  در انکار این مطلب است ، اما اگر کمی دقیق و ریز بین باشیم به سادگی به این حقیقت پی می بریم.

در دوران هشت ساله دولت سیدمحمدخاتمی تلاش زیادی از سوی دولت در جهت مدارا با این جریانات صورت گرفت اما در این  بین تحرکات گرو های مذهبی تندرو در برخورد با این موضوع،سبب به وجود آمدن فجایعی همچون حادثه کوی دانشگاه شد واین نشان از    یک تلاش گشترده و سازمان یافته در جهت سرکوب جنبش های دانشجویی داشت.

با روی کار آمدن دولت نهم ، اقدامات عملیاتی در دست یابی به این هدف آغاز شد.اولین حرکت،تلاش در جهت القای این موضوع بود که دانشگاه به عنوان یک محیط علمی،جایی برای فعالیت سیاسی ندارد. در همین راستا فعالیت های تشکل هایهمچون انجمن اسلامی  تشکل های مشابه به کلی تعطیل یا بسیار محدود شد.

در این میان گروهای افراطی و تندرو پا را فراتر گذاشته و بحث ضرورت شکل گیری انقلاب فرهنگی دوم را مطرح کردند که این نظریه های  برتصفیه محیط دانشگاهی از اساتید و دانشجویان و نخبگان روشنفکر بود.اگر چه موضوع تلاش دولت در جهت فراهم آوردن زمینه  شکل گیری انقلاب فرهنگی دوم، بار ها از سوی رئیس جمهور و سخنگویانش تکذیب شده اما دلایل روشنی در دست،موید این نکته است که دولت تلاش میکند با بهانه های از قبیل سن بالا برای تدریس در دانشگاه و غیبت های غیر موجه ، اساتیدی را که طلایه دار حرکت های روشنفکری در جامعه هستند را از محیط دانشگاهی خارج کرده و راه را برای شکل گیری انقلاب فرهنگی دوم هموار سازد.

به هر حال باید به این نکته توجه داشت که وجود جریان های فکری مختلف در محیط دانشگاه، جز ذات دانشگاه بوده و تلاش در برخورد حذفی با این جریانات ، نتیجه ای جز شکل گیری فجایعی دیگر در محیط علمی کشور را نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 14:6  توسط صدرا جعفرپور | 

انتخاباتی دیگر در پیش است هر چه به موعد آن  نزدیک می شویم،فضای سیاسی کشور بیش از پیش تحت تاثیر آن قرار می گیرد.رقابتی سخت میان دو تفکر عمده کشور برای در دست گرفتن مجلس هشتم، اصلاح طلبان و اصول گریان

اصول گرایان که هم اکنون یکه تاز عرصه قدرت مملکت اند و با در اختیار داشتن دولت و مجلس، تمام تریبون های رسمی و غیر رسمی را برای تبلیغ عملکرد خود و سرکوب رقیبان به کار بسته اند. اما آنچه در انتخابات اخیر شورای اسلامی شهر و روستا رخ داد ، زنگ خطری بود برای آنان .گرچه انتخابات در نهایت با پیروزی نسبی آنان به پایان رسید اما این نکته را نمایان ساخت که دیگر نمی توان با تکیه بر شعار های گذشته و تلاش در بزرگ نمایی موفقیت ها و ناچیز شمردن ناکامی ها ، زمینه را برای پیروزی در انتخابات آتی فراهم آورد.

اما اطلاح طلبان چالش های جدی تری را در پیش رو دارند. گذشته از نگرانی درد ست یابی به یک لیست مشترک میان گروه های مختلف اصلاح طلب، احتمال رد صلاحیت  کاندیداهای مورد نظرآنان به موضوع نگران کننده دیگری تبدیل شده است.

  از این رو با تشکیل ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و تلاش برای فراهم آوردن زمینه حضور کاندیدا های معتدل , اميدوارند علاوه بر کاهش به احتمال رد صلاحیت به لیستی واحد برای شرکت در انتخابات دست یابند.

گذشته از نتیجه ، انتخابات امری میمون و مبارک است اگر زمینه برای یک رقابت سالم فراهم شود. اگر چه انتخابات تنها یکی از صحنه های مشارکت مردم در امور جاری کشورها است، اما در کشور ما  به تنها صحنه مشارکت مردم تبدیل شده است.

امید است با برگزاری یک انتخابات سالم و پرشور ، این فرصت طلایی از دست نرود و زمینه سرخوردگی مردم را فراهم نکند.

 

                                                        

                                                        

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 12:34  توسط صدرا جعفرپور | 

              

در عصری به سر می بریم که آن ر ا روزگار رقابت برای پیشرفت می نامند.دورانی که کشور های جهان را بر اساس شاخص

های توسعه، به دو دسته ی توسعه یافته و در حال توسعه تقسیم می کنند.در روزگاری که چرخ های صنعت در چرخشند تا توسعه یافتگان همچنان در مسیر پیشرفت گام بردارند و کشور هایی که نتوانند خود را با این موج همراه سازند، محکوم به شکستند.در این بین کشور های در حال توسعه سعی می کنند با شناسایی اولویت ها،کمبود ها و نیاز های کشور خودو با بهره گیری از الگوهای موفق سایر کشور ها، راهی برای رسیدن به آنچه کشور های صنعتی به آن دست یافته اند، بیابند و این خود نیازمند تدوین برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت در تمامی زمینه های اقتصادی،اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و... است.

اهمیت تدوین چنین برنامه هایی به حدی است که کشور های مختلف از سال ها پیش با ترسیم یک چشم انداز ایده آل اما دست یافتنی، تمام توان خود را به کار بسته اند تا بتوانند خود را هر چه بیشتر در روند تحقق این برنامه ها قرار دهند. البته این روند خود نیازمند پرداخت هزینه هایی از سوی مردم و حکومت است، اما کشور ها با امید به آنچه در آینده به آن دست خواهند یافت، زمینه را برای به حداقل رساندن هزینه ها وحرکت به سمت تحقق اهداف بلند مدت خود فراهم می آورند. در کشور ما ایران ، 3 سال از تدوین چشم انداز 20 ساله و ابلاغ آن توسط رهبری انقلاب می گذرد.برنامه ای که پس از سال ها مطالعه، تدوین و اکنون همانند افق روشنی در برابر ماست تا بدان دست یابیم. هدف اصلی این برنامه سامان دهی به برنامه های کوتاه مدت،تعیین اولویت و تعیین جهت کلی برنامه های توسعه ای کشور است تا پیشرفت کشور در مسیری کاملا روشن و از پیش تعیین شده تحقق یابد

اما مشکل اساسی در این بین،عدم سازگاری برنامه های کوتاه مدت دولت با اهداف چشم اندازاست که دلیل آن نیز تلاش دولت در جهت فعالیت های مقطعی و زود بازده است تا علاوه بر مهیا نمودن رضایت مندی مردم از عملکرد خویش،شانس خود را برای در اختیار گرفتن قدرت در انتخابات آینده را افزایش دهد.که این خود مهمترین مانع در راه تحقق اهداف متعالی چشم انداز بیست ساله است.

چالش های پیشرو ، ضرورت وجود یک دستگاه قدرتمند که بتواند علاوه بر نظارت در راه تحقق اهداف چشم انداز، بر روند تدوین برنامه های کوتاه مدت دولت نیز نظارت داشته باشد ، را بیش از پیش روشن می سازد.دستگاهی که بتواند با رعایت اعتدال و به دور از هر گونه غرض ورزی های سیاسی تنها یک هدف که آن هم دست یابی به اهداف متعالی چشم انداز

بیست ساله را مد نظر داشته باشد .

 

                                                                                  

 

                                                                  

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 11:17  توسط صدرا جعفرپور | 

روزگار غریبی بر جمهوری اسلامی می گذرد.به جرات می توان گفت که این دوران حساس و پر تنش را هرگز تجربه نکردهایم.از یک سو بحث هسته ای که مدت هاست در وقت اضافی دنبال می شود و معلوم نیست توافقات پشت پرده غربی ها مهار شتر هسته ای ما را به کدام سمت می کشاند و از سوی دیگر طرح بحثهای جنجال برانگیز و اظهارنظر های  غیرضروری رئیس جمهوراست که نه تنها کمکی به کاهش فشارهای بین المللی نمی کند،بلکه دستاوردی جز دادن هزینه های بیشتر از طرف حکومت و فشار بیشتر بر مردم را در پی ندارد.

این نوع ادبیات رئیس جمهور تنها محصور به مسائل بین اللملی نمی شود، بلکه در مورد مسائل داخلی نیز به همین مموال است.وی همواره تلاش دارد به شیوه ای کاملا مشهود با زیر سوال بردن فعالیت های گذشتگان هم منسب خود،عملکرد دولت خود را در زمینه های مختلف بزرگ نمایی کند.اخیرا نیز رئیس جمهور محترم پا را فراتر نهاده و بدون در نظر گرفتن اینکه سخنان وی دارای بار حقوقی است، در کار سایر قوی مملکتی دخالت کرده و حکم جاسوسی برای اشخاص صادر می کند و بدون در نظر گرفتن حرمت اشخاص، در هر جا زبان به نکوهش و اتهام می گشاید.شاهد بر این ادعا سخنان اخیر محمود احمدی نژاد در میان طرفداران خود در دانشگاه علم و صنعت است که مخالفان سیاست های هسته اش را خائن معرفی کرده و کسانی را در زمینه وضع کنونی هسته ای ایران هشدار می دهند را تهدید به معرفی کردن به ملت به عنوان خائن می کند.البته از این وعده ها را در مورد معرفی مفسدان اقتصادی را نیز بارها شنیده ایم و باور مان شده که این سخنان هدفی جز به سخره گرفتن اذهان عمومی ندارد.

رئیس دولت نهم همواره در سخنان اخیر خود این مطلب را مدعی شده که موافق نقد های سازنده بوده اما در عین حال بر این نکته تاکید داشته که یک جریان تبلیغاتی سازمان یافته در مورد دولت وجود داردکه در صدد انجام یک کودتای تبلیغاتی است.اخیرا نیز وی در اختتامیه جشنواره مطبوعات بار دیگر بر سخنان قبلی خود تاکید کرد و با اهدای جایزه نقد منصفانه به مدیر مسئول کیهان و سردبیر رسالت! که خود همواره بزرگترین حامیان دولت بوده اند،نشان داد که منظور وی از نقد منصفانه، همان حمایت متعصبانه از سیاست هایش است.

در هفته که گذشت ُرییس جمهور برای تکمیل پروژه سالانه ترمیم کابینه و گرفتن رای اعتماد برای دو وزیر پیشنهادی خود پا به بهارستان گذاشت.در این بین هنگامی که یکی از مخالفان وزیر پیشنهادی صنایع،پیشنهاد شده محرابیان  برای این پست را توجه به سابقه کم مدیریتی وی ظلم به مدیران صنایع کشور دانست،احمدی نژاد بار دیگر پشت تریبون حاضر و با همان گفتمان همیشگی اش ، محرابیان را یک دانشجوی موفق و عاشق خدمت معرفی و این معیار ها را برای تصدی پیت وزارت کافی دانست و انتخاب چنین مدیرانی را از نقاط برجسته دولت خود خود دانست و این نکته را ثابت کرد که در کشور های جهان سومی تنها روابط است که پست ها را تعیین می کند و نه شایستگی و تخصص .

از این دست نمونه ها و وقایع در کشورما بارها اتفاق افتاده است. طیفی که پی از تیر ماه 84 به قدرت رسیدند اگر زمانی متهم به عوام گرایی می شدند، امروز  حذف و برخورد با نخبگان را در دستور کار خود قرار داده اند تا شاهد کامل شدن روند پوپولیسم در ایران امروز خود باشیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 1:28  توسط صدرا جعفرپور |